" سلام بر شما ... از این که از حضرت صاحب الشرف بازدید نمودید ، بسیار خرسندیم . از طریق نظرات می توانید پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید "

مطالب پیشین

 حضرت زهرا (س) چگونه به شهادت رسید؟!

شهادت حضرت زهرا (س) و وقایع پس از شهادت پیامبر (ص) نه تنها در منابع موثق شیعی که در منابع موثق اهل سنت آمده است.

آتش زدن درِ خانه حضرت فاطمه و سیلى زدن به آن حضرت در منابع تاریخى و روائى شیعه آمده است و براى آن کس که شیعه است، همین مآخذ کافى است. در منابع و مآخذ اهل سنّت نیز آمده است و سنّى ها مى توانند به آن معتقد باشند.

 





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : جمعه 13 اسفند 1395 

 علت شهادت حضرت زهرا(س) و ماجرای سقط حضرت محسن

برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه از تاریخ خودداری نموده اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می گوید: «جساراتی را که مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقل کرده است .

در حالیکه ...





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : جمعه 13 اسفند 1395 

فرا رسيدن شهادت صديقه كبرى، فاطمه زهرا، پاره تن پيامبر صلى الله عليه وآله همسر امير مؤمنان على بن أبى طالب، و مادر امامان معصوم را به تمامى شيفتگان و دوستداران خاتم پيامبران و اهل بيت پاك و مطهر آن حضرت تسليت عرض نموده، اميد آن داريم كه در دنيا سعادت پيروى و زيارت اين بزرگواران را داشته باشيم، و در آخرت از شفاعتشان بهره‏مند گرديم، آمين ربّ العاليمن.

 







ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 12 اسفند 1395 

فاطمه زهراعليها السلام در روز بيستم جمادى الثاني، در سال پنجم بعثت در مكه مكرمه ديده به جهان گشود، پدر بزرگوارش خاتم الأنبياء حضرت محمد مصطفى‏ صلى الله عليه وآله و مادر گرامش خديجه كبرى‏ عليها السلام است، همان بانويى كه با تمام وجود از پيامبرصلى الله عليه وآله دفاع كرد و اول زنى بود كه به آن حضرت ايمان آورد.
 

ادامه مطلب





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 12 اسفند 1395 

اعمال ماه جمادی الثانی

اعمال ماه جمادى الثانی:

سيّد ابن طاووس روايت كرده: مؤمن در اين ماه هرگاه كه خواهد، چهار ركعت نماز بجا آورد همراه با دو سلام كه در ركعت اول پس از سوره حمد يك مرتبه آية الكرسى و بيست و پنج مرتبه سوره قدر، و در ركعت دوم پس از سوره حمد يك مرتبه سوره الهيكم التكاثر و بيست و پنج مرتبه سوره توحيد و در دو ركعت بعد، در ركعت اول پس از سوره حمد يك مرتبه سوره كافرون و بيست و پنج مرتبه سوره فلق و در ركعت دوم پس از سوره حمد يك مرتبه سوره نصر و بيست و پنج مرتبه سوره ناس و پس از سلام، هفتاد مرتبه بگويد:

سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ

منزه است خدا و ستايش از آن اوست، معبودى جز او نيست، و خدا بزرگتر است

و هفتاد مرتبه:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدايا بر محمد و خاندان محمّد، درود فرست

آنگاه سه مرتبه بگويد:

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ

خدايا مردان و زنان با ايمان را بيامرز

پس سر به سجده نهاده و سه مرتبه بگويد:

يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ

اى زنده، اى پاينده، اى داراى بزرگى و شكوه، اى خدا، اى بخشنده، اى مهربان، اى مهربان ترين مهربانان

سپس هر حاجت كه دارد از خدا بخواهد، هركه اين عمل را بجا آورد، خدا خود و مال و مال و زنال و فرزندان، و دين و دنيايش را تا سال آينده حفظ میكند، و اگر در اين سال از دنيا برود بر حال شهادت رفته است، يعنى ثواب شهيدان را دارا میباشد.







ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 12 اسفند 1395 

دومین نایب خاص حضرت مهدی علیه السلام محمدبن عثمان بود که پس از درگذشت پدرش، حضرت ضمن توقیعی به وی تسلیت گفت وپس از دعای خیر در حقش امور را به او واگذار کردند. او نیز همانند پدرش از نزدیکان وافراد مورد اعتماد امام عسکری بود، چنانکه ضمن روایت آن حضرت چنین آمده: العمری وابنه ثقتان، فما ادیا الیکه فعنی یؤدیان وما قالا لک فعنی یقولان، فاسمع لهما واطعهما فانهما ثقتان المامونان. عمری وپسرش هردو ثقه ومورد اعتمادند. هرچه رسانند از طرف من می رسانند وهرچه گویند از من است. به حرف آنان گوش بده واز آنان پیروی کن که آنان ثقه وامین منند. دستوری از امام عسکری علیه السلام به هیئت یمنی ها وجود دارد که حضرت به آنان فرمود: واشهدوا علی ان عثمان بن سعید وکیلی وان ابنه محمد وکیل ابنی مهدیکم. یعنی شاهد باشید که عثمان بن سعید وکیل من است وفرزندش محمد وکیل فرزندم مهدی شما است. بنا براین علاوه بردستور امام مهدی بروکالت محمد بن عثمان، این فرمایش امام عسکری هم وجود دارد که پیشاپیش سفارت و وکالت وی را اعلام می کند.

علی رغم مخالفت های که از ناحیه برخی غالیان با وی صورت گرفت، بیشتر شیعیان پیروی از او را گردن نهاده وهرگز در عدالت وی تردیدی به خود راه ندادند. او تاسال 305 هجری در قید حیات بود ورابط امام با شیعیان محسوب شده وکنترل وهدایت وکلای آن حضرت در بلاد اسلا را برعهده داشت. در طول مأموریت او توقیعاتی ناظر برتأیید سفارت وی از ناحیه مقدسه صادر گردید.1

در دوران حیات محمد بن عثمان، توقیعات فراوانی در امور مهم، به همان خطی از امام زمان که در زمان عثمان بن سعید صادر می شد، از ناحیه مقدسه بدست وی بیرون می آمد شیعیان در مسائل ومشکلات شان به ایشان مراجعه می نمودند.

چون تاریخ وفات پدر گرامی ایشان معلوم نیست، آغاز سفارت محمد بن عثمان هم معلوم نیست ولی همین اندازه مسلم است که قبل از سال 267 در این پست ومقام بوده است، زیرا ابن هلال کرخی که یکی از منحرفین بوده است، در زمان سفارت وی مورد طعن ولعن قرار گرفته است در حالیکه ابن هلال در 267 مرده است. بدین جهت شروع نیابت خاصه محمد بن عثمان باید قبل از 267 باشد بنا براین می توان چنین گفت که عثمان بن سعید حدود 5 تا 6 سال نیابت خاصه را عهده دار بوده است وفرزندش از 266 تاسال 305 یعنی حدود چهل سال به عنوان نایب خاص امام زمانش بوده است. بنا براین دوران سفارت ونیابت ایشان از همه سفرا طولانی تر بوده است واز این جهت از همه سفرای دیگر نقش مهم تر داشته است.

محمد بن عثمان با اشاره وراهنمایی امام مهدی علیه السلام وقت مرگ خود را می دانست از این رو برای خود قبری حفر کرده وبا چوب ساج پوشش نمود. راوی می گوید از وی پرسیدم چرا قبر را برای خود حفرکردی؟ گفت: هرکس اسباب و وسیله ای دارد، من مامورم کارهای خود را جمع کنم ودوماه بعد از دنیا خواهم رفت.

محمد بن عثمان طبق فرمان آقایش، جانشین خود را (سفیر سوم) حسین بن روح قرار داد ودرسال 304 یا 305 دار فانی را وداع گفت ودر بغداد به خاک سپرده شد.2

  • 1. رسول جعفریان، حیات فکری وسیاسی امامان شیعه علیهم السلام،انتشارات ، قم، چاپ ششم، 1381، ص 580
  • 2. سید محمد صدر، تاریخ غیبت صغری امام مهدی (ع)، مترجم محمد امامی، کیوان اصفهان، اصفهان، 1364، ص 50-52

 







ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 12 اسفند 1395 

 شاخه گلی که فراموشی می آورد

امام سجاد علیه السلام در حدیثی فرمودند: هنگامی که موقع مرگ بنده مؤمن فرا می رسد خداوند دو شاخه گل از بهشت برای مؤمن می فرستد...اینکه خدا صبر می کند و در لحظه جان دادن برای مؤمن، شاخه گل می فرستد برای این است که در آن شرایط هیچ چیز به اندازه این شاخه گل برای او مفید نیست.

خداوند برای مؤمنی که می خواهد جان بدهد دو شاخه گل می فرستد اما این دو شاخه گل، گلهای معمولی نیستند!

هر کدام از این شاخه گل ها اثر مخصوصی را دارد. مقداری فکر کن، هر انسانی در این دنیا وظیفه دارد برای گذران امور زندگی خود به تلاش و فعالیت اقتصادی بپردازد.

آری، کار و تلاش در اسلام به عنوان عبادت معرفی شده است و شخص مؤمن هم در راستای این دستور اسلامی، به کسب درآمد می پردازد.

خوب این بنده خدا، یک عمر زحمت کشیده است، خانه و ماشین و دیگر وسائل زندگی را فراهم نموده است و معلوم است که به آن علاقمند است و شاید دل کندن از آن برای او سخت باشد.

آیا می دانی نام یکی از آن شاخه گلها، «مُسیخه» می باشد؟

مُسیخه به معنای «بی خیال کننده» می باشد، مؤمن چون این شاخه گل را می بوید قلبش از دلبستگی به مال دنیا بی خیال می شود، با بوییدن این شاخه گل، دیگر هیچ علاقه ای به مال دنیا در دل مؤمن باقی نمی ماند.

اکنون دیگر مؤمن، هیچ علاقه ای به اموال و دارایی خود ندارد، اصلًا به آنها فکر نمی کند، تمام اموالش برای او بی ارزش می شود.

آیا می دانی نام آن گل دیگر چیست؟

امام سجاد علیه السلام نام آن را «مُنسیه» معرفی می کند.

منسیه، یعنی «فراموشی آور»!

آیا دیده ای افرادی دچار بیماری فراموشی شده اند و دیگر هیچ چیز را به یاد نمی آورند.

مؤمن با بوییدن این شاخه گل دوم، به یک فراموشی مبتلا می شود.

البته نه اینکه مؤمن همه چیز را فراموش کند، نه، بلکه او هر چه رنگ و بوی دنیا را دارد فراموش می کند.

خانه من، ماشین من، شهرت من، ریاست من، فرزند من، همسر من!

مؤمن همه اینها را فراموش می کند.

اکنون او دیگر به یاد ندارد که خانه و زندگی داشته است!

حالا شیطان دیگر چه می تواند بکند؟

حتماً شنیده ای که شیطان در آن لحظه های آخر عمر، به سراغ انسان می آید و چون می داند او به اموال و دارایی خود محبّت دارد تلاش می کند تا انسان را به گمراهی بکشاند مثلًا به او می گوید اگر دست از خداپرستی برنداری خانه تو را آتش می زنم، ماشین تو را آتش می زنم و..

آن لحظه، لحظه بسیار حساسی است، چه بسا افرادی بوده اند که در آن لحظه به دنبال وسوسه شیطان، عاقبت به خیر نشده اند.

اما خداوند در آن لحظه های حساس، با فرستادن دو شاخه گل، بنده مؤمن خود را یاری می کند.

مؤمن چون آن دو شاخه گل را می بوید حافظه اش از مال دنیا و هر آنچه رنگ دنیایی دارد خالی می شود، دیگر شیطان هیچ کاری نمی تواند بکند، اگر بخواهد به مؤمن بگوید که اگر «شهادتین» بگویی خانه تو را آتش می زنم، مؤمن اصلًا یادش نمی آید که خانه ای داشته است!

و به این ترتیب تلاش شیطان بی نتیجه می شود و مؤمن با راحتی و آسودگی تمام به سوی دیار باقی می شتابد و مرگ در کام او شیرین جلوه می کند.[1]

پی نوشت

[1] . عن أبي عبد اللَّه عليه السلام قال: «قال علي بن الحسين زين العابدين عليه السلام: قال اللَّه عزّ وجلّ: ما من شي‏ء أتردّد عنه تردّدي عن قبض روح المؤمن، يكره الموت وأنا أكره مساءته، فإذا حضره أجله الذي لا يؤخّر فيه بعثت إليه بريحانتين من الجنّة، تُسمّى إحداهما المسخية، والأُخرى المنسية، فأمّا المسخية فتسخيه عن ماله، وأمّا المنسية فتنسيه أمر الدنيا»: الأمالي للطوسي ص 414، بحار الأنوار ج 6 ص 152. عن أبي محمّد الأنصاري- وكان خيّراً- عن عمّار الأسدي، عن أبي عبد اللَّه عليه السلام، قال: «قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم: لو أنّ مؤمناً أقسم على ربّه عزّ وجلّ أن لا يميته ما أماته أبداً، ولكن إذا حضر أجله بعث اللَّه عزّ وجلّ إليه ريحين: ريحاً يُقال له: المنسية، وريحاً يُقال له: المسخية، فأمّا المنسية فإنّها تنسيه أهله وماله، فأمّا المسخية فإنّها تسخي نفسه عن الدنيا حتّى يختار ما عند اللَّه تبارك وتعالى»: كافي ج 2 ص 127، معاني الاخبار ص 142.







ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 8 اسفند 1395 

امام مهدی (علیه السلام)

 وجود من برای اهل زمین موجب امان است ،همان گونه که ستارگان برای اهل آسمانها موجب امان هستند .







ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 8 اسفند 1395 

شخصیت شناسی نائب چهارم علی بن محمد سمری

 

شرایط بحرانی كه ائمه  علیهم السلامدرزمان عباسیان با آن روبروشدند، ایشان را واداشت تا ابزارجدیدی را برای ارتباط با اعضاء جامعه خود جستجو كنند.مآخذ شیعه امامیه حاكی ازآن است كه امام جعفرصادق علیه السلام نخستین امامی است كه نظام زیرزمینی ارتباطات (التنظیم السری) را درجامعه خود به كارگرفت





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 8 اسفند 1395 

در بررسی شخصیت اجتماعی وکلا بایستی بحث فعالیت های سفراء ووکلای اربعه را پیش کشید. و وقتی از فعالیت های سفرا گفتگو می کنیم به طور عمومی سخن می گوییم، زیرا همه آنها هم در روش وهم در هدف شبیه یکدیگر بوده اند، چون همگی از یک منبع که همان وجود مقدس امام دوازدهم است برنامه گرفته اند.

ولی در هیچ یک از تواریخ ویژه شیعه فعالیت های اجتماعی گسترده ای ویا زیرسازیهای مهمی جزاندک برای سفراء نقل نکرده اند. وسراین مطلب یکی از چهارچیز بوده است.

یک: احتمال عدم قیام آنها به تلاشهای وفعالیت های چشمگیر. زیرا بنای آنها برکتمان بوده است وفعالیت های وسیع به ندرت قابل کتمان است. ودرصورت افشاء موجب خطر برای آنها می شد وتمام خطرات متوجه امام زمان علیه السلام می شد.

دو: ممکن آنها فعالیت های اجتماعی بزرگ داشته اند وبه گوش دستگاه حکومت هم رسیده ونه به عنوان نیابت بلکه به عنوان اینکه تاجری متدین بوده اند. واز این رو برای ما نقل نشده است.
سه: ممکن خبر فعالیت های آنان در مجالس خصوصی آن زمان نقل شده است ولی مورخین به خاطر اکتفا کردن به فضائل ومعجزات ائمه آن را نقل نکرده اند.

چهار: احتمال می رود که فعالیت های آنان در بعضی از تواریخ جامع نقل شده باشد ولی در ضمن تلف دهها هزار کتاب درخلال حمله های بیگانگان به کشورهای اسلامی از بین رفته باشد.

ولی در اینکه وکلای اربعه از مراحل بالای اخلاص برخوردار بودند، شکی نمی توان داشت. زیرا وکالت خاصه وسفارت را به اشخاصی واگذار می فرمود که عادتا محال بود دست از دامن امام بردارند یا چیزی را بگویند که ایجاد خطری برای امام بنماید، گرچه گوشت از بدن آنها بچینند ویا استخوان آنها بسایند ونرم کنند، وآنان به عالی ترین درجه اخلاص رسیده بودند. زمانی به ابی سهل نوبختی اعتراض شد وشخصی به وی گفت که چگونه با بودن تو سفارت به حسین بن روح واگذار گردید؟ در جواب گفت آنها خود داناترند که چه کسی را برگزینند، من مردی هستم که با دشمنان روبرو شده وبا آنها مناظره می کنم، اگر من جای آن حضرت را چنانکه حسین بن روح می داند می دانستم تحت فشار قرار گرفته وشاید جای آن حضرت را به مردم می گفتم ولی حسین بن روح اگر حجت (امام) زیردامنش باشد وبامقراض بدنش را قطعه قطعه کند دامن از روی حضرت برنخواهد داشت.1

 

هدف اساسی از سفارت

هدف اساسی از سفارت ونیابت خاصه دوچیز می تواند باشد:
1-
آماده کردن اذهان وافکار برای غیبت کبرای امام مهدی علیه السلام وعادت دادن مردم تدریجا برمسئله فراق ومحجوب بودنن از امام وناراحتی نکردن از موضوع زیرا عدم آمادگی ممکن بود منجر به انکار مطلق امام مهدی علیه السلام گردد. از این رو می بینیم که چگونه عسکریین مسئله احتجاب را تدریجا آغاز کردند، وامام عسکری علیه السلام شخصا خود را بیشتر پوشیده می داشت، پس دوران سفارت ونیابت خاصه نیز یکی از همان مراحل تدریجی برای آمادگی ذهنی مردم به شمار می آید.

2- قیام به مصالح اجتماعی ومخصوصا امور مهمه ای طرفداران ائمه علیهم السلام هدف دوم سفرا است، آن مصالح که طبعا با دوری از امام وپنهان بودن وی از صحنه زندگی از دست می رود، یا به خطر می افتد. از این رو سفارت قرار داده شد تا امام مهدی علیه السلام گرچه شخصا رهبری رسمی نمی کند ولی با رهنمودها وفرمان خود رهبری اجتماع را بنماید، واین هدف را همه سفراء ونایبان خاص به طور شایسته انجام دادند.2

باتوجه به موارد فوق سفراء ویژگی های زیر را داشتند:
1-
سفراء به طور ناشناس زندگی می کردند: آنان ملتزم بودند که زندگی خود را به طور ناشناس بگذرانند، محمد بن عثمان به عنوان تاجری اموال را به امام علیه السلام می رسانید ومستقیما به روش معمول خدمت امام نمی آمد، مبادا راهی برای هیئت حاکمه باز شود. هرکسی هم مالی برای نایب دوم می آورد از وضع وحال وی خبری بدست نمی آورد بلکه به وی گفته می شد برو فلان جا وآنچه به همراه آورده ای تحویل بده وبرو، حتی رسیدی هم به صاحب مال داده نمی شد. وقتی محمد بن عثمان دو سه سال قبل از مرگش، حسین بن روح را معرفی کرد ودستور داد که از هم اکنون اموال را به وی تسلیم کنند، روزی کسی از حسین بن روح رسید خواست واو از این جریان به محمد بن عثمان شکایت کرد. راوی می گوید محمد بن عثمانن به من دستور داد که تقاضای رسید نکنم وآنچه به حسین بن روح داده شود به من رسیده است. وقتی زمان وکالت حسین بن روح رسید پنهان کاری وکلاء بیشتر شد، زیرا فشار بیشتری وارد می شد حتی رسما حسین بن روح اظهار گرایش به مذهب اهل تسنن می کرد واز آن دفاع می نمود که این روش تقیه ای وی را می رساند. واین روش مؤثر هم بوده است که حتی مقتدر خلیفه عباسی برای نایب سوم امام احترام می گذاشت.3

2- توجه به مشکلات شیعیان ورفع مشکلات آنان: گرچه بوسیله سفرا مشکلات حل وحوائج برآورده می شد، ولی در حقیقت در اثر راهنماییهای حضرت بود، حل مشکلات خانوادگی مثل دعوای زن وشوهر، وشفای مرض های طولانی وصعب العلاج ودرخواست فرزند ودرخواست اجازه مسافرت واذن رفتن به حج ودر خواست کفن که از حضرت می شد توسط نواب اربعه به محضر حضرت ارائه وآن خورشید فروزان مساعدت لازم می نمود واکثرا توقیعات صادر ویا بادعا مشکلات را حل می کرد. پس نواب اربعه محل رجوع شیعیان برای حل مشکلات شخصی وخصوصی دوستداران بوده است.4

3- سفرا اموال را گرفته وبه اهلش می رساندند. یکی از مهمترین کارها وفعالیت های سفرا جمع آوری اموال از مردم (خمس و..) وطبق فرمان امام توزیع به مستحقین بوده است. دوستداران وطرفداران ائمه از اطراف واکناف وگوشه وکنارهای شهر های اسلامی این اموال را به سوی ائمه ودر زمان غیبت صغری به نایبان خاص می برند و آنان طبق دستور حضرت اموال را به مستحقین وشیعیان نیازمند توزیع می نمودند.5

 

نتیجه گیری

نواب اربعه بدون شک از مخلص ترین شیعیان ویاران ائمه بوده است. ونایب اول ودوم حتی مورد تأیید امام حسن عسکری علیه السلام نیز بوده وعثمان بن سعید وکیل امام هادی وامام عسکری علیه السلام بوده است. توثیق از طرف امام عسکری علیه السلام نسبت به عثمان بن سعید وفرزندش وجود دارد. نواب اربعه مرجع مراجعه شیعیان وطرفداران حضرت بوده است. مسائل شرعی ومسائل شخصی مردم را در صورت درخواست آنان با وجود مقدس مولا مطرح می کرده ودرصورت لزوم توقیع آن حضرت یا دعای آن حضرت را سبب می شده است. جمع آوری وجوهات را عهده دار وتوزیع آن را براساس دستور امام انجام می داده است. نواب اربعه بدلیل شرایط ویژه وخاص آن زمان زیاد آفتابی نمی شده وفعالیت های عادی مثل تجارت داشته اند. از نواب اربعه در مجامع حدیثی ظاهرا به جز توقیعات احادیث زیادی نداریم. ولی در مورد عثمان بن سعید ومحمد بن عثمان که معاصر امام دهم ویازدهم بوده است ممکن مسئله فرق کند. بعضی از نواب مثل نایب سوم که در شرایط بسیار رعب آور قرار می گیرد تقیه را نیز در دستور کار خویش قرار می دهد. خلاصه اینکه نواب اربعه نقش رابط را میان مردم ووجود مقدس امام داشته ودوران غیبت صغری، مقدمه برای غیبت کبری است.

1. سید محمد صدر، تاریخ غیبت صغری امام مهدی (ع)، مترجم محمد امامی، کیوان اصفهان، اصفهان، 1364، ص 26

2. سید محمد صدر، تاریخ غیبت صغری امام مهدی (ع)، مترجم محمد امامی، کیوان اصفهان، اصفهان، 1364، ص 71

3. شیخ طوسی، الغیبه، انتشارات مکتبه الصادق، نجف اشرف، 1385 ق، ص 238

4. شیخ طوسی، الغیبه، انتشارات مکتبه الصادق، نجف اشرف، 1385 ق، ص 171

5. سید محمد صدر، تاریخ غیبت صغری امام مهدی (ع)، مترجم محمد امامی، کیوان اصفهان، اصفهان، 1364، ص 110

 







ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 8 اسفند 1395 

وظائف نواب خاص امام زمان (عج)

 

نواب خاص، وظايفي بر عهده داشتند كه عبارت بود از:

اول: پنهان نگه داشتن نام و مكان امام علیه السلام و رفع شك و ترديد درباره آن حضرت.

دوم: جلوگيري از به وجود آمدن فرقه ‌هاي انحرافي شيعيان.

سوم: پاسخ ‌گويي به پرسش ‌هاي فقهي و مشكلات علمي و عقيدتي.

چهارم: مبارزه با مدعيان دروغين نيابت.

پنجم: اخذ و توزيع اموال متعلق به امام.

ششم: سازماندهي وكلا.

با توجه به وضوح موارد فوق و بي ‌نيازي آن ها از توضيح، تنها اشاره‌اي به مورد آخر، يعني «سازماندهي وكلا» خواهيم داشت: سياست تعيين وكيل براي اداره امور نواحي گوناگون و ايجاد ارتباط ميان شيعيان و امامان، از روزگارِ امامان پيشين علیهم السلام در كار بود. در دوران غيبت، تماس مردم با امام زمان علیه السلام قطع گرديد و محور ارتباط با امام علیه السلام نايبي بود كه امام زمان علیه السلام تعيين مي ‌كرد.

مناطق شيعه ‌نشين تقريباً مشخص بود و بنا به ضرورت، در هر منطقه وكيلي تعيين مي ‌شد و گاه چند وكيل در مناطق كوچكتر در سرپرستي وكيلي قرار داشتند كه امام و بعد از او نواب براي آن ها تعيين مي ‌كردند.

اين وكلا اموالي را كه بابت وجوه مي ‌گرفتند، به شيوه‌هاي گوناگوني به بغداد، نزد نواب مي ‌فرستادند و آن ها نيز طبق دستور امام علیه السلام در مواردي كه لازم بود، به كار مي ‌گرفتند. در مواردي ممكن بود برخي وكلا براي يك بار امام زمان علیه السلام را ملاقات كنند؛ چنان كه محمد بن احمد قطان، كه از وكيلان ابوجعفر ـ نايب دوم ـ بود به ملاقات امام علیه السلام نايل آمد. اما معمولاً آن ها تحت نظر نايب خاص امام، انجام وظيفه مي ‌كردند. به نقل از احمد بن متيل قمي، ابوجعفر، ده وكيل در بغداد داشته كه نزديك ‌ترين آن ها به وي حسين بن روح بود.

از ديگر نزديكان وي جعفر بن احمد بن متيل بود كه بسياري گمانشان بر اين بود كه وي به جانشيني ابوجعفر خواهد رسيد. از روايتي ديگر برمي ‌آيد كه در برابر اموالي كه به وكلا داده مي ‌شد، قبوضي از آنان دريافت مي‌ كرده‌اند، اما از نايب خاص چنين قبوضي دريافت نمي ‌‌شد و زماني كه ابوالقاسم، حسين بن روح را به جانشيني برگزيد، دستور داد كه از وي نيز قبوضي نخواهند.

همچنين، برخي از وكلا ساكن در اهواز، سامرا، مصر، حجاز، يمن و نيز مناطقي از ايران همچون خراسان، ري و قم بودند كه اخبار آن ها به صورت جسته و گريخته، ذيل موضوعاتي ديگر در كتاب ‌هاي الغيبة طوسي و كمال ‌الدين صدوق ذكر شده است.

 







ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 8 اسفند 1395 

علی بن محمد ثمری، چهارمین نائب امام زمان(عج)

به فرمان امام زمان(عج)(1) و با وصیت و معرفى حسین بن روح نوبختى، على بن محمد سمرى منصب نیابت خاص و اداره امور شیعیان را عهده دار گردید.(2)
سمرى از اصحاب و یاران امام عسکرى (ع) بوده است.(3) او تا سال 329 که دیده از جهان فرو بست، مسئولیت نیابت و وکالت خاص را به عهده داشت. چند روز پیش از وفات او توقیعى از ناحیه امام به این مضمون خطاب به وى صادر شد:
اى على بن محمد سمرى! خداوند در سوک فقدان تو پاداشى بزرگ به برادرانت عطا کند. تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهى رفت. کارهایت را مرتب کن و هیچ کس را به جانشینى خویش مگمار. دوران غیبت کامل فرا رسیده است و من جز با اجازه خداوند متعال ظهور نخواهم کرد و ظهور من پس از گذشت مدتى طولانى و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم خواهد بود. افرادى نزد شیعیان من مدّعى مشاهده من (ارتباط با من به عنوان نایب خاص) خواهند شد. آگاه باشید که هر کس پیش از خروج «سفیانى» و «صیحه آسمانى»(4) چنین ادعایى بکند، دروغگو و افترا زننده است و هیچ حرکت و نیرویى جز به خداوند عظیم نیست.(5)
در ششمین روز پس از صدور توقیع، ابو الحسن سمرى از دنیا رفت.(6) پیش از مرگش از وى پرسیدند: نایب بعد از تو کیست؟ پاسخ داد: اجازه ندارم کسى را معرفى کنم.(7)
با در گذشت ابو الحسن سمرى دوره جدیدى در تاریخ شیعه آغاز گردید که به دوران غیبت کبرى معروف است.(8)

پی نوشت:

(1). طبرسى أَعلام الورى، الطبعه الثالثه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، ص 445.

(2). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 242.

(3). صدر، المهدى، ص 412.

(4) . قيام شخصى به نام سفيانى و صداى آسمانى از علامتهايى هستند كه در آستانه ظهور امام رخ خواهد داد.

(5). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 242 و 243. ـ مجلسى،، بحار الأنوار، ج 51، ص 361 - طبرسى أَعلام الورى، الطبعه الثالثه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، ص 445. ـ صدر، المهدى، ص 415.

(6). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 243.

(7). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 242.

(8). گردآوري از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، 1390ه.ش، ص 681.







ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 8 اسفند 1395 

حسین بن نوح، سومین نائب امام زمان(عج)

در روزهاى آخر عمر ابو جعفر محمد بن عثمان نایب دوم امام زمان(عج)، گروهى از بزرگان شیعه نزد او رفتند. او گفت: چنانچه از دنیا رفتم، به امر امام، جانشین من و نایب امام «ابو القاسم حسین بن روح نوبختى» خواهد بود. به او مراجعه کنید و در کارهایتان به او اعتماد نمایید.(1)
حسین بن روح، از دستیاران نزدیک نایب دوم بود و عَمرى از مدت ها پیش، براى تثبیت امر نیابت او زمینه سازى مى  کرد و شیعیان را جهت تحویل اموال، به او ارجاع مى  داد و او، رابط بین عثمان بن سعید و شیعیان بود.(2)
حسین بن روح، کتابى در فقه شیعه به نام «التادیب» تالیف کرده بود. آن را جهت اظهار نظر، نزد فقهاى قم فرستاد. آنان پس از بررسى، در پاسخ نوشتند، جز در یک مسیله، همگى مطابق فتاواى فقهاى شیعه است.(3) بعضى از معاصرین او، عقل و هوش و درایت وى را تحسین کرده و مى گفتند: به تصدیق موافق و مخالف، حسین بن روح از عاقل ترین مردم روزگار است.(4) نوبختى در دوران حکومت «مقتدر»، خلیفه عباسى، به مدّت پنج سال به زندان افتاد و در سال 317 آزاد شد.(5) و سرانجام، بعد از بیست و یک سال فعالیّت و سفارت، در سال 326 چشم از جهان فرو بست.(6)، (7)

پی نوشت:

(1). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 226 و 227؛ بحار الأنوار، ج 51، ص 355.

(2). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 224 و 225 و 227.

(3). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 240.

(4). مجلسى،، بحار الأنوار، ج 51، ص 356؛ طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 236.

(5). دكتر حسين، جاسم، تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، چاپ اوّل، تهران، انتشارات امير كبير، 1367 ه. ش، ص 199.

(6). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 238.

(7). گردآوري از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، 1390ه.ش، ص 680.







ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 8 اسفند 1395 

محمد بن عثمان، دومین نائب امام زمان(عج)

محمد بن عثمان همچون پدرشان، از بزرگان شیعه و از نظر تقوا و عدالت و بزرگوارى مورد قبول و احترام شیعیان(1) و از یاران مورد اعتماد امام عسکرى(علیه السلام) بود، چنانکه حضرت در پاسخ سوال «احمد بن اسحاق» که به چه کسى مراجعه کند؟ فرمود: عَمْرى (عثمان بن سعید)، و پسرش، هر دو، امین و مورد اعتماد هستند، آنچه به تو برسانند، از جانب من مى  رسانند، و آنچه به تو بگویند از طرف من مى  گویند. سخنان آنان را بشنو از آنان پیروى کن، زیرا این دو تن مورد اعتماد و امین منند.(2)
پس از درگذشت
عثمان، از جانب امام غایب توقیعى مبنى بر تسلیت وفات او و اعلام نیابت فرزندش «محمد» صادر شد.(3) «عبد الله بن جعفر حِمْیَرى» مى  گوید: وقتى که عثمان بن سعید در گذشت، نامه  اى با همان خطى که قبلاً امام با آن با ما مکاتبه مى کرد، براى ما آمد که در آن ابو جعفر (محمد بن عثمان بن سعید) به جاى پدر منصوب شده بود.(4)
همچنین امام، ضمن توقیعى در پاسخ سوالات «اسحاق بن یعقوب»، چنین نوشت: خداوند از عثمان بن سعید و پدرش، که قبلاً مى  زیست، راضى و خشنود باشد. او مورد وثوق و اعتماد من، و نوشته او نوشته من است.(5)
ابو جعفر تالیفاتى در فقه داشته است که پس از وفاتش، به دست حسین بن روح، سومین نایب امام (و یا به دست ابو الحسن سمرى، نایب چهارم) رسیده است.(6)
محمد بن عثمان، حدود چهل سال عهده دار سفارت و وکالت امام زمان بود و در طول این مدّت، وکلاى محلّى و منطقه  اى را سازماندهى و بر فعالیتشان نظارت مى  کرد و به اداره امور شیعیان اشتغال داشت. توقیع  هاى متعددى از ناحیه امام صادر، و توسط او به دیگران رسید. او سرانجام در سال 304 یا 305 درگذشت.(7)
او پیش از مرگ، از تاریخ وفات خود خبر داد، و دقیقاً در همان تاریخى که گفته بود، در گذشت.(8)، (9)

پی نوشت:

(1). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 221.

(2). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 219.

(3). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 219 ـ 220.

(4). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 220؛ بحار الأنوار، ج 51، ص 349.

(5). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 220؛ مجلسى،، بحار الأنوار، ج 51، ص 350؛ طبرسى أَعلام الورى، الطبعه الثالثه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، ص 452؛ على بن عيسى أَربلى،، كشف الغمه، تبريز، مكتبه بنى هاشمى،، 1381 ه. ق، ج 3، ص 322.

(6). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 221.

(7). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 223.

(8). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 222؛ بحار الأنوار، ج 51، ص 351.

(9). گردآوري از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، 1390ه.ش، ص 678.

   







ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 8 اسفند 1395 

عثمان بن سعید عمری، اولین نائب امام زمان(عج)

 

عثمان بن سعید از قبیله بنى اسد بود و به مناسبت سکونت در شهر سامرّاء، «عسکرى» نیز نامیده مى  شد. در محافل شیعه از او به نام «سمّان»؛ (روغن فروش) یاد مى  شد، زیرا به منظور استتار فعالیت هاى سیاسى، روغن فروشى مى  کرد و اموال متعلق به امام را، که شیعیان به وى تحویل مى  دادند، در ظرف هاى روغن قرار داده به محضر امام عسکرى مى  رساند.(1) او مورد اعتماد و احترام عموم شیعیان بود.(2) گفتنى است که عثمان بن سعید قبلاً نیز از وکلا و یاران مورد اعتماد حضرت هادى و حضرت عسکرى(علیهما السلام) بوده است. «احمد بن اسحاق» که خود از بزرگان شیعه مى  باشد، مى  گوید:
روزى به محضر امام هادى رسیدم و عرض کردم: من گاهى غایب و گاهى (در اینجا) حاضر و وقتى هم که حاضرم همیشه نمى  توانم به محضر شما برسم. سخن چه کسى را بپذیرم و از چه کسى فرمان ببرم؟
امام فرمود: «این ابو عَمْرو (عثمان بن سعید عَمْرى)، فردى امین و مورد اطمینان من است، آنچه به شما بگوید، از جانب من مى گوید و آنچه به شما برساند، از طرف من مى رساند».
احمد بن اسحاق مى گوید: پس از رحلت امام هادى(علیه السلام) روزى به حضور امام عسکرى(علیه السلام) شرفیاب شدم و همان سوال را تکرار کردم.
حضرت مانند پدرش فرمود: این ابو عَمْرو مورد اعتماد و اطمینان امام پیشین، و نیز طرف اطمینان من در زندگى و پس از مرگ من است. آنچه به شما بگوید از جانب من مى گوید و آنچه به شما برساند از طرف من مى  رساند.(3)
پس از رحلت امام عسکرى، مراسم تغسیل و تکفین و خاک سپارى آن حضرت را، در ظاهر، عثمان بن سعید انجام داد.(4) نیز همو بود که روزى در حضور جمعى از شیعیان به فرمان امام عسکرى(علیه السلام) و به نمایندگى از طرف آن حضرت، اموالى را که گروهى از شیعیان یمن آورده بودند، از آنان تحویل گرفت و امام در برابر اظهارات حاضران مبنى بر اینکه با این اقدام حضرت، اعتماد و احترامشان نسبت به عثمان بن سعید افزایش یافته است، فرمود: گواه باشید که عثمان بن سعید وکیل من است، و پسرش محمد نیز، وکیل پسرم مهدى خواهد بود.(5) همچنین، در پایان دیدار چهل نفر از شیعیان با حضرت مهدى(عج)، امام عسکری(علیه السلام) خطاب به حاضران فرمود:
آنچه عثمان(بن سعید) مى  گوید، از او بپذیرید، مطیع فرمان او باشید، سخنان او را بپذیرید، او نماینده امام شماست و اختیار با اوست.(6)
تاریخ وفات عثمان بن سعید روشن نیست. برخى احتمال داده اند او بین سال هاى 260 - 267 در گذشته باشد و برخى دیگر فوت او را در سال 280 دانسته اند.(7)، (8)

پی نوشت:

(1). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 214.

(2). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 216.

(3). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 215.

(4). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 216.

(5). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 216.

(6). طوسى، الغيبه، تهران، مكتبه نينوى الحديثه، ص 217.

(7). دكتر حسين، جاسم، تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، ترجمه دكتر سيد محمد تقى آيت اللّهى، چاپ اوّل، تهران، مؤسسه انتشارات امير كبير، 1367 ه. ش، ص 155 و 156.

(8). گردآوري از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، 1390ه.ش، ص 676.







ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 8 اسفند 1395 

امام زمان(علیه السلام) در غیبت صغرى به وسیله چهار سفیر مخصوص خود با مردم مسلمان در حال تماس بودند و بسیارى از نیازمندى هاى مردم را از طریق نمایندگان خود برطرف مى نمودند و مشخّصات آنان به قرار زیر است:
1-
عثمان بن سعید عمرى (بروزن گرمى) که منسوب به قبیله «بنى عمرو بن عامر» است و از یازده سالگى افتخار خدمتگزارى به خاندان رسالت را داشت و از اصحاب و یاران امام هادى و حضرت عسکرى(علیهما السلام) به شمار مى رفت و وکیل مخصوص امام عسکرى بود. او آنچنان مورد وثوق و اطمینان امام بود که حضرت عسکرى درباره وى و فرزندش «محمّد بن عثمان» که پس از درگذشت پدر افتخار نیابت از حضرت مهدى را پیدا نمود، چنین فرمود: «عمرى و فرزند او مورد وثوق من هستند; هرچه از من براى شما نقل کنند حقیقتى است که از من شنیده اند و نقل مى نمایند; هر دو نفر ثقه و مورد اعتماد من هستند، به سخنان هر دو گوش فرا دهید و هر دو را اجرا نمایید».(1)
یا مراقبت هاى شدیدى که حضرت عسکرى نسبت به فرزند خود داشت، کمتر کسى را اجازه مى داد که از حضرت مهدى دیدن کند; وى از افراد مخصوصى بود که حضرت امام زمان(عج) را در دوران حیات حضرت عسکرى در خانه اش کراراً زیارت کرده بود; شرح زندگى او در کتاب هاى رجال بطور گسترده بیان شده است(2) و تاریخ دقیق درگذشت وى به دست نیامده است.(3)
2-
محمّد بن عثمان بن سعید، فرزند اوّلین سفیر و خود او دومیّن سفیر و وکیل امام زمان(علیه السلام) است که زمان امام عسکرى را درک کرده و در حدیثى که قبلا نقل شد، امام عسکرى وى و پدرش را به بهترین وجهى توثیق نموده است. دوران سفارت او طولانى و گسترده تر بود و همواره نامه هاى شیعیان را به حضور امام مى رسانید و پاسخ کتبى را به آنان باز مى گردانید; وى در سال 304 و یا 305 در گذشته است.(4)
3-
حسین بن روح که در جامعه آن روز جهان شیعه به عقل و درایت اشتهار داشت و از نزدیکان محمّد بن عثمان دوّمین سفیر امام و راز دار او بود; وى موضوع سفارت را به فرمان امام به حسین بن روح واگذار نمود و در سال سیصد و بیست و شش درگذشت.(5)
4-
على بن محمّد سمرى آخرین سفیر امام(عج) است که امام در نامه اى به خود او نوشته و دستور داده است که تو آخرین سفیر مخصوص من هستى، دیگر نباید کسى را به جاى خود معرّفى کنى! وى در نیمه شعبان سال سیصد و بیست و نه درگذشت و با درگذشت او باب سفارت خصوصى بسته شد و غیبت کبرى آغاز گردید(6) و از آن به بعد هرگونه ادّعاى نیابت خاصّه از طرف آن حضرت مردود شناخته شده است.

پی نوشت:

(1). العمرى و ابنه ثقتان فما ادیا الیک عنى فعِنى یؤدیان و ما قالاه لک فعنى یقولان، فاسمع لهما و اطعمها فهما الثقتان المأمونان.

(2). تنقیح المقال، ج 1، ص 245 - 246; قاموس الرّجال، ج 6، ص 235 - 25; سفینة البحار، ج 2، ص 158.

(3). در «ریحانة الادب» ج 3، ص 133، تاریخ وفات او را به نقل از «تحیّة الزّائر» مرحوم نورى سال 257 معیّن نموده است، در صورتى که آن سال امام عسکرى(ع) در قید حیات بود و چگونه مى تواند نایب امام زمان در میان مردم گردد.

(4). کامل ابن اثیر، حوادث سال 305; تنقیح المقال، ج 2، ص 149; قاموس الرّجال، ج 8، ص 264 - 268 و در این مدارک مى نویسند که وى قریب پنجاه سال افتخار نمایندگى از امام را داشته است، در صورتى که در سال وفات او چهل و پنج سال از آغاز غیبت صغرى مى گذشت و قبل از او پدرش عهده دار مقام نیابت بود.

(5). تنقیح المقال، ج 2، ص 308 و غیره.

(6). قاموس الرّجال، ج 7، ص 51.







ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 8 اسفند 1395 

 زندگي و خصوصيات حضرت عبدالمطلب جد پیامبر اکرم (ص)

 

حضرت عبد المطلب، فرزند هاشم بن عبد مناف بن قصي بن كلاب است. در تاريخ آمده است: هاشم موقع مسافرت به سوريه (جهت تجارت) در مدينه با سلمي، دختر عمروبن زيد خزرجي ازدواج مي كند. عمرو و به نقلي خود سلمي، شرط مي گذارند كه موقع وضع حمل او (سلمي) را به نزد خانواده اش در مدينه بياورد.(رحمت عالميان.فضل الله كمپاني.ص74). و چون موقع وضع حمل شد او را به مدينه آورد اما در اين سفر هاشم (در شهر غزه در اقصاي شام) وفات مي كند و سلمي در مدينه مي ماند. عبد المطلب در مدينه بدنيا ميآيد و تا سن هفت سالگي، نزد مادر مي ماند.





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 8 اسفند 1395 

وقایع جمادی الاول - روز بیست و هفتم- وفات حضرت عبدالمطلب علیه السلام

معرفی اجمالی عبدالمطلب

«عبدالمطلب» فرزند هاشم، نخستين جد پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله، نام او شیبه، کنیه‌اش ابوالحارث (حارث بزرگ‌ترین پسر او بود) و مادرش سلمی بنت عمر از قبیله خزرج بود. عبدالمطلب در بین مردم به «فیاض» (بخشنده) شهرت داشت.

او بخشی از کودکی خود را در قبیله مادرش در شهر مدینه سپری کرد و پس از آن توسط مطلب، عموی خود بر اساس سفارش هاشم به مکه بازگردانده شد. هاشم در هنگام مرگش به مطلب گفته بود «پسرت، شیبه، را دریاب» و چون مطلب او را سرپرستی می کرد و مردم او را غلام مطلب می‌دانستند، عبدالمطلب نامیده شد.

زمامدار و سرشناس قريش بود و در سراسر زندگى اجتماعى خود، نقاط روشن و حساسى دارد و چون حوادث دوران زمامدارى او با تاريخ اسلام ارتباط تنگاتنگى دارد؛ از اين نظر برخى از حوادث زندگى او را بررسى مى كنيم.

شكى نيست كه انسان هر اندازه روح قوى و نيرومندى داشته باشد؛ سرانجام تا حدودى رنگ محيط را به خود مى گيرد و عادات و رسوم محيط، در طرز تفكر او اثر مى گذارد. ولى گاهى مردانى پيدا مى شوند كه با كمال شهامت در برابر عوامل محيط، ايستادگى كرده، خود را از هر گونه آلودگى مصون مى دارند . و او یکی از این افراد بود...





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 8 اسفند 1395 
تعداد کل صفحات : 23      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

 

تمامی حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به حضرت صاحب الشرف می باشد و انتشار مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد.
طراحی و اجرا : مرکز فرهنگی صالحون