" سلام بر شما ... از این که از حضرت صاحب الشرف بازدید نمودید ، بسیار خرسندیم . از طریق نظرات می توانید پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید "

مطالب پیشین

حدیث روز/ وضعیت مدعیان ارتباط با حضرت مهدی(ع) در کلام امام زمان(عج)

در کتاب احتجاج مرحوم طبرسی چنین آمده است:

زمانى كه زمان رحلت أبوالحسن علی بن محمد سمری (آخرین نایب خاص امام عصر(عج)) نزدیک شد از او پرسیدند: [نیابت را] به چه كسى وصیّت مى‏ كنى؟ او نوشته ای از امام عصر (عج) را که نزدش بود به جمع حاضر نشان داد. در آن نوشته شده بود:

 بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم؛ اى علىّ بن محمّد سمرىّ! خداوند اجر برادرانت را در عزاى تو عظیم گرداند كه تو ظرف شش روز آینده خواهى مُرد؛ پس خود را براى مرگ مهیّا كن و به احدى وصیّت مكن كه پس از وفات تو قائم مقام تو شود؛ زیرا غیبت تامّه واقع شده و ظهورى نیست مگر پس از اذن خداى تعالى و آن، پس از مدّتى طولانى و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم واقع خواهد شد.

و به زودى كسانى نزد شیعیان من آیند و ادّعاى مشاهده كنند، بدانید هر كه پیش از خروج سفیانى و صیحه آسمانى ادّعاى رۆیت و مشاهده كند دروغگوى مفترى است و لا حول و لاقوة الا بالله العلی العظیم.

«وَ سَیَأْتِی إِلَى شِیعَتِی مَنْ یَدَّعِی الْمُشَاهَدَةَ أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ كَذَّابٌ مُفْتَر و لا حول و لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ العلیّ العظیم.»



 

«احتجاج طبرسی،جلد 2 صفحه 475»




ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : جمعه 24 دی 1395 

ابن هشام قرن هاست که به عنوان یکی از مشهورترین صاحبان سیره در عالم اسلام شناخته می شود. وی از عالمان مورد وثوق نزد اهل سنت بوده است که بیشتر رجال شناسان سنی مذهب او را ستوده اند. «سیره النبویه»، «القصائد الحمیریه» و «التیجان فی ملوک حمیر» از آثار اوست.

ابو محمد عبدالملک بن هشام بن ایوب حمیری المعافری مشهور به جمال الدین (متوفی ۲۱۳ یا  ۲۱۸ ق)، محدث، مورخ، ادیب و نسب شناس در مصر به دنیا آمد و در بصره رشد کرد. نسب ابن هشام را ذهلی، منسوب به ذهل بن معاویه، تیره ای از قبیله «کنده»، ذکر کرده اند و برخی نیز او را حمیری(منتسب به منطقه ای در یمن) می دانند.





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 23 دی 1395 

نماز از چه زمانی واجب شد

دستور وجوب نماز های يوميه كه اقامه آن بر مسلمانان در شبانه روز، پنج مرتبه واجب شده درزمان خاصی برپیامبر (ص) نازل شده است.

بي ترديد نماز يوميه كه اقامه آن بر مسلمانان در شبانه روز، پنج مرتبه واجب است، در شب معراج واجب شده است و شايد يكي از بهترين هديه هاي خداوند در اين سفر آسماني نصيب پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ شد و خداوند بر پيامبر و امت او منت گذاشت كه حداقل به صورت واجب در 24 ساعت، 5 نوبت در مقابل او به پا ايستند و نماز بخوانند، زیرا نماز خواندن در واقع سخن گفتن با خدا است.





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 22 دی 1395 

در سال اول هجرت در این روز نماز در حضر وسفر واجب شد . (1) بنابر قولی این حکم در 10 ربیع الثانی بوده است .(2)

ودر وقایع الایام چنین آمده است که  :

در این روز (سنه 1 ه) ، که یکماه از هجرت گذشته باشد ، رکعات نماز زیاده شد و آنچنان بود که نمازهای 5گانه هرکدام دو رکعت فرض بود و در سفر و حضر این جمله را که 10 رکعت است واجب می شمردند و سفر را با حضر فرقی نمی گذاشتند . پس حضرت رسول صلی الله علیه وآله به فرمان خداوند تعالی هفت رکعت در هنگام حضر بر این رکعات بیفزود (( وَالصَّلاةُ فِی السَّفرِ الفَریضَةُ رَکعَتانِ کُلُّ صَلاةٍ أِلّا المَغرِبَ فَأِنَّهَا ثَلاثَةٌ لَیسَ فِیها تَقصِیرٌ تَرَکَهَا رَسُولُ اللهِ صَلَّی الله عَلَیهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فِی السَّفَرِ وَ الحَضَرِ ثَلَاثَ رَکَعَاتٍ))(3)

منابع : 1-مسارالشبعه : ص30 . مصباح المجتهد : ص733 . مصباح کفعمی : ج2ص597 . منتخب التواریخ : ص46 . تقویم شیعه : ص134  

  2- تقویم المحسنین : ص16 . اختیارات : ص35 . تقویم شیعه : ص134

 3- وسائل الشیعه : ج8ص507  . وقایع الایام :ص296





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 22 دی 1395 

 

بیانات آیت الله وحید خراسانی به مناسبت شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام۱۴۳۸قمری

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین
امروز بحث در فقه اکبر است؛ فقه اصغر معرفت احکام است از عبادات، معاملات، عقود، ایقاعات و احکام. این مجموعه ی فقه اصغر. اما فقه اکبر، معرفت امام است.

خصوصیت امامت

بحث در دو مقام است: امام کیست و امامت چیست و هر امامی دارای چه خصوصیاتی است؟ مشترک کدام است، مختص کدام؟ افسوس که این فقه متروک است. به قدری این مطلب مهم است هر روز[در دعای عهد] می‌ خوانید: شرفتني بهذا التشریف وفضلتني بهذه الفضیلة وخصصتني بهذه النعمة. این سه مطلب در چیست؟ موضوع معرفت امام زمان است. شرفتنی بهذا التشریف. تشریف خدا، شرف خدا معرفت اوست. فضیلت، آن هم فضیلت الله، شناختن اوست. خصصتنی بهذه النعمة. نعمت دو قسم است: عام؛ خاص. این نعمت، نعمت خاص است؛ نصیب هر کسی نمی‌شود.
اولا باید راه معرفت امام را از خود قرآن آموخت. این حقائق بیان نشده. ذلک الکتاب لا ریب فیه. دو کتاب است: کتاب تدوین، قرآن؛ کتاب تکوین امام زمان. شرط نیل به هر دو کتاب، منحصر است به تقوا. مراتب تقوا در مراتب معرفت این دو دخیل است.
وظیفه فرد فرد ما دو مطلب است: اول: معرفت امامت. امام کیست، امامت چیست؟ دوم: معرفت امام زمان.

یکی از ویژگی های امام

اما اول؛ مرجع در معرفت امام، خود امام است؛ چون محال است نیل آن مقام الا برای او؛ لذا معرّف باید خود امام باشد. اما امام کیست؟ امام هشتم یک جمله دارد اما این جمله کتاب ها شرح دارد. الإمام واحد دهره. عقل حیران است. زمان، غیر از دهر است. سه امر داریم: زمان؛ دهر؛ سرمد. سرمد منحصر است به ذات قدوس. اما امام، واحد زمان نیست، واحد دهر است. اولا باید دهر را شناخت تا واحد آن دهر. این اصل امامت است.

ویژگی های حضرت امام حسن عسکری علیه السلام

اما امام یازدهم که فردا روز شهادت اوست، آیا ما شناختیم او را؟ در حدیث لوح خدا تعریفی که از او می‌کند، دو جمله است اما عقل حیران است. جمله اول: عبدی. خدا به کسی بگوید عبدی کیست؟ اولا عبد را باید فهمید. عبد یعنی چه؟ سه حرف است: عین، ب، دال. عین، علم است؛ ب بینونه از خلق است؛ دال دنو به حق است. این عبدی. بعد جمله دوم که شیخ طوسی تا شیخ انصاری کُمیتشان همه لنگ است: خازن علمی. علم الله چیست؟ وسع کل شیء علمه. علم همچو علمی است. وسع کل شیء. اولا شیء مطلق است. هیچ چیز نیست الا این که مصداق شیء است حتی خدا اما او شیء لا کالاشیاء. عمده فهم این مطلب است. بعد مهم این است: آن علمی که وسع کل شیء، خزینه اش امام عسکری است. این است معرفت امام یازدهم.
این زیارات را بخوانید، نه تنها خواندن بلکه بفهمید، بدانید. السلام علیک یا حجة الحجج. امام یازدهم این است: حجت حجت های خدا، عسکری پدر امام زمان است که فردا شهادت اوست. حجة الحجج شرح این جمله ان شاء الله در فرصت دیگری.

صاحب عزا حضرت ولی عصرعلیه السلام است- همه هیئات بیرون بیایند

خزینه علم نامتناهی. این چه گوهری است؟ افسوس! عمر گذشت ما آن حضرت را نشناختیم. اگر ما می‌ شناختیم این مملکت فردا یکپارچه شیون و عزا بود. این بازارها باز است مردم همه در خواب. خود ما هم در خواب. حجة الحجج، عیبة العلم، سفینة الحلم. امام حسن عسکری این است. عقل در هر کلمه ای مبهوت است.
بیست و هشت سال عمر! چه برکتی! در این گوهر چه ها مندرج است. یک نمونه اش این است: خازن علمی. علم خدا! قرآن را بخوان: بکل شیء علیم. آن وقت کسی که خزینه این علم است آیا چه ارزشی دارد؟ این بیست و هشت ساله کیست؟ عقل متحیر است. خازن علمی. بعد عبدی، عبد چیست؟ عین، علم است؛ ب بینونه از خلق است؛ دال دنو بالحق است؛ وقتی این سه حرف طی شد؛ می‌شود عبد. وأشهد أن محمدا عبده ورسوله. اول عبد است بعد آن رسالت است. عبدی؛ این جمله اولی. جمله دوم: وخازن علمی.
در مناطقی که آشنایید مردم را وادار کنید، همه هیئات بیرون بیایند، فردا روز عزای امام زمان است، صاحب عزا ولی عصر است، ما همه در خوابیم! چه خوابی؟! گفتنی نیست. این بیست و هشت سال چه بود؟ چه کرد؟ یک نمونه اش این است:
باران نیامد، همه علماء مذهب رفتند به دعای باران. قطره ای نازل نشد. یک راهب نصرانی آمد، تا دست بلند کرد به آسمان، مثل سیل باران سرازیر شد. همه مسلمان ها مضطرب. کار به جایی رسید که اشقی الاشقیا خلیفه عباسی بیچاره شد. دید تخت و تاج در خطر است. پناهنده شد به حضرت عسکری. گفت: یابن رسول الله! امت جدّت را دریاب. این است امام حسن عسکری. فرمود: فردا اعلان عمومی بشود؛ مسیحی، یهودی، مسلمان بیایند به دعای باران، من هم می آیم، آن راهب هم بیاید. فردا غوغایی شد ... این‌ها در تاریخ مجهول مانده، همچو روزی اتفاق نیفتاده؛ اسلام در خطر؛ مسیحیت در ظفر؛ دست بلند کرد راهب به طرف آسمان. امام دست دراز کرد، دستش را گرفت. از بین دو انگشت چیزی در آورد، فرمود: حالا دعا کن. دست ها را بلند کرد، ابرهای متراکم همه پراکنده شدند. خلیفه عباسی مات و مبهوت. چه خبره؟ پرسید: یابن رسول الله! واقعه چیست؟ فرمود: این استخوان یکی از انبیاء بنی اسرائیل است، خاصیت استخوان نبی این است اگر بلند بشود به طرف آسمان مثل سیل باران سرازیر می‌شود. فرمود: حالا دعا کن. دست برداشت ابرها پراکنده شد. اگر آن روز امام یازدهم نبود، الان من و تو معلوم نیست آیا مسلمان بودیم یا مسیحی؟ این جور اثر کرد. این است امام یازدهم.
خازن علمی. علم الله درکش فوق تصور است. همه آن علم خزینه اش امام یازدهم است. این مملکت آیا شناخت او کیست؟ اگر می‌ شناخت فردا وضع به این جور نبود!!! هم خودتان بشناسید هم به مردم بشناسانید.
اللهم کن لوليک الحجة بن الحسن صلواتک عليه وعلی آبائه، في هذه الساعة وفي کل ساعة وليا وحافظا وقائدا وناصرا ودليلا وعينا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فيها طويلا.
آجرک الله یا بقیة الله بمصابک بأبیک أبي محمد الحسن العسکری





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه 21 دی 1395 

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرينَ.

خدایا!بلا و مصائب ما بزرگ شده و بیچارگی ما بسی روشن و پردهاز روی کاربرداشته شد و امیدم نا امید شد و زمین(با همه ی پهناوری اش)بر ما تنگآمد؛ (علم امامت و وحی نبوت) رحمتش از ما منع گردید و تنها توئی یاور و معین ما ومرجع شکایت ما و یگانه اعتماد ما! در هر سختی و آسانی بر لطف تو است خدایا پس درودفرست بر محمد و آل محمد که صاحب امر الهی(و مقام خلافت)هستند و بر ما اطاعتشان راواجب کردی و به واسطه ی این متاع بودن مقامشان را به ما شناساندی پس به حق منزلت وقدر آنها که به ما فرج وگشایش زود و نزدیک چون چشم بهم زدن یا زودتر عطافرما ای محمد و ای علی ای علی و ای محمد شما مرا کفایت کنید که شما کافی هستید و مرا یاری کنید که شما یاران منید ای مولای من ای صاحب الزمان!!! فریادرس فریادرس فریادرس مرا دریاب مرا دریاب مرا دریاب همین ساعت همین ساعت همین ساعت زودزود زود. ای خدای مهربان ترین مهربانان! به حق محمد و خاندان پاکش!



الهی عظم البلاء ...


"خدایا ، بلا بزرگ شده است"





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه 21 دی 1395 

امام را که نمیبینیم چه کنیم؟
پاسخ این سئوال توسط اهل بیت(علیهم السلام) داده شده و فرموده اند:

۱- باسناده عن أبی عبد الله علیه السلام أنه قال: کیف أنتم إذا بقیتم دهراً من عمرکم لا تعرفون إمامکم؟ قیل له: فإذا کان ذلک کیف نصنع؟ قال: تمسکوا بالأمر الأول حتى یستیقن [حتی یستبین لکم].
از حضرت صادق علیه‏ السلام روایت شده که فرمودند: چگونه هستید زمانی که به سر برید مدتی از عمر خود را، در حالی که امامتان را نشناسید؟ عرض شد: در چنان زمانی، چگونه باید رفتار کنیم؟ حضرت فرمودند: به آنچه از سابق عمل می‏کردید و برایتان مسلم و آشکار بوده از دین، متمسک شوید تا (حق) برای شما روشن و هویدا گردد.(۱)

۲- باسناده قال أبو عبد الله علیه السلام: یأتی على الناس زمان یغیب عنهم إمامهم فقلت له: ما یصنع الناس فی ذلک الزمان؟ قال: یتمسکون بالأمر الذی هم علیه حتى یتبین لهم (۲)

۳- باسناده عن أبی عبدالله علیه السلام قال: قلت: انا نروی بان صاحب هذا الامر یفقد زماناً فکیف نصنع عند ذلک؟ قال: تمسکوا بالاَمر الاَوّل الذی أنتم علیه حتى یبین لکم.

از امام صادق( علیه السلام) درباره وظیفه شیعیان در زمان غایب شدن صاحب امر و امام زمان کسب تکلیف شد و ایشان در پاسخ فرمودند: به آنچه از سابق عمل می‏کردید و برایتان مسلم و آشکار بوده از دین، متمسک شوید تا (حق) برای شما روشن و هویدا گردد.(۳)

لذا طبق این پاسخ، باید بر اساس نیابت عامه فقیه که پس از پایان غیبت صغری به سفارش حضرت ولیعصر(عجل الله) تاسیس شد، عمل کرد و آنان را حجت اهل بیت (علیهم السلام)بر شیعیان دانست.

۱)بحار الأنوار – ج ۵۲ – ص ۱۴۹ عن کمال الدین شیخ صدوق
۲)بحار الأنوار – ج ۵۲ – ص ۱۴۹ عن کمال الدین شیخ صدوق
۳)غیبه النعمانی ص ۸۱

 





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه 21 دی 1395 

از حضرت امیر(ع) نقل شده است که هر جا بسم الله بگویند و صلوات بفرستندیعنی بگویند بِسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ وَصَلَّی اللهُ علی مُحمَّدٍ و آل مُحمَّدٍ – خداوند ملکی می فرستد که در آن مجلس غیبت نمی شود.





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه 21 دی 1395 

محمد بن عبدالله معروف به ابن سکره بغدادی

اِبْن  سُکَّره ، ابوالحسن  محمد بن  عبدالله  هاشمی  (د 11 ربیع الا¸خر 385ق /15 مهٔ 995م )، شاعر فکاهه سرا و هزل گو و نکته پرداز عهد عباسی . او به  ابن  رائطه  (خطیب  بغدادی ، 5/465) یا ابن  رابطه  (ابن  تغری  بردی ، 4/173) نیز شهرت  داشته  است . برخی  (تنوخی ، 258) جد او را سکره  و بعضی  (ثعالبی ، 3/3) محمد ضبط کرده اند که  احتمالاً محمد نام  و سکره  لقب  او بوده  است . ابن  سکره  از اعقاب  مهدی ، خلیفهٔ عباسی  است  (خطیب  بغدادی ، همانجا؛ ابن  اثیر، 9/115). وی  در روزگاری  ظهور کرد که  محیط فسادآلود و اشرافی  بغداد، شعر مجالس  عیش  و نیز کوچه  و بازار و حتی  آنچه  را به  «سخف » و مجون  مشهور بود، بسیار می پسندید. در آن  فضای  شگفت  بود که  شاعری  چون  ابن  حجاج  از شعر سخف  مکتبی  ساخت  و ده  پانزده  جلد از دیوان  خود را سراسر به  آن  موضوع  اختصاص  داد. ابن  سکره  که  به  همان  مکتب  می گرایید و همان  معانی  را به  شعر در می آورد، هرگز نتوانست  از سایهٔ سنگینی  ابن  حجاج  سر برکشد و در تاریخ  نامور گردد. با اینهمه ، بسیاری  شعر او را ستوده اند (مثلاً نک: ثعالبی ، خطیب  بغدادی ، ابن  تغری  بردی ، همانجاها؛ ابن  خلکان ، 4/410، 413). در برابر، نویسندگانی  که  هرگز جانب  وقار و خردمندی  را فرو نمی نهادند، در وی  به  چشم  تحقیر نگریسته اند؛ مثلاً ابوحیان  (1/137) او و ابن  حجاج  را از عقل  بی بهره  خوانده  و گرفتار گمراهی  و زیانکاری  دانسته  است . هیچ یک  از مآخذ موجود سرگذشت  زندگی  ابن  سکره  را ضبط نکرده اند. برخی  از اشعار او حکایت  می کند که  در ایام  وزارت  مهلّبی  مورد عنایت  او بوده  و در رفاه  و آسایش  به  سر می برده  است  (نک: ثعالبی ، 3/23-24). احتمالاً در همین  روزگارِ آسایش  بود که  نیابت  نقابت  هاشمیان  یافت  (ابن  کثیر، 11/318)، به  مدح  اعیان  بغداد پرداخت  و بخشندگیشان  را ارج  نهاد (ثعالبی ، 3/26)، با ابراهیم  بن  هلال  صابی  و فرزندش  مُحسَّن  دوستی  یافت  (یاقوت ، 1/88) و دربارهٔ قاضی  القضاهٔ ابوسائب  عتبهٔ بن  عبیدالله  (د 350ق ) قصایدی  سرود (همدانی ، 1/179). زمانی  که  متنبی  به  بغداد آمده  و از مدح  مهلّبی  وزیر خودداری  کرده  بود، گروهی  از شعرای  درگاه  وزیر به  هجو او پرداختند و موجب  گریز او از بغداد شدند. یکی  از این  شاعران  ابن  سکره  بود و دیگری  رقیبش  ابن  حجاج  (نک: ثعالبی ، 1/99). بدین سان  ملاحظه  می کنیم  که  این  دو شاعر، در بارگاه  امیر، لاجرم  همنشین  یکدیگر بوده اند، به  یک  شیوه  شعر می سروده اند و عاقبت  به  مهاجات  پرداخته اند. بغدادیان  آنان  را از دیدگاه  هنر شاعری  در یک  صف  می نهادند و باجریر و فرزدق  قیاس  می کردند (ثعالبی ، 3/3). ابن  سکره  را گویا به  حضرت  امام  علی (ع ) و خاندان  وی  میلی  نبود (نک: ابن  اثیر، همانجا) و شاید هم  گاه  پای  از حد ادب  بیرون  می نهاد؛ به  همین  سبب  در شعری  که  در مدح  امام  علی (ع ) سروده  شده  و به  ابن  حجاج  منسوب  است ، ابن  سکره  از آن  جهت  که  نسبت  به  خاندان  آن  حضرت  بی حرمتی  روا داشته ، سخت  مورد هجو و شماتت  قرار گرفته  است  (نک: ه د، ابن  حجاج ). نیز شاید به  همین  سبب  باشد که  چون  دیلمیان  شیعی  مذهب  بر بغداد چیره  شدند و در پناه  ایشان ، شیعیان  چندی  قدرت  یافتند، وی  از حمایت  بزرگان  دولت  محروم  گردید و بی نوایی  و تنگدستی  گریبانگیرش  شد. احتمالاً دو قطعهٔ کوتاه ، ولی  بسیار پرمعنایی  که  ثعالبی  (3/22-23) نقل  کرده ، در همین  دوران  سروده  شده  است : در قطعهٔ نخست  می پندارد که  اصل  و نسبش  درِ روزی  را بر وی  بسته  و از این  رو، حسرت  «کُستیج » زردشتیان  و صلیب ترسایان  را می خورد؛ در قطعهٔ دوم  به  فرا رسیدن  عیدی  اشاره  می کند، اما می گوید: «عید و سرور از آن  من  هاشمی  نیست ، بلکه  از آن  اهل  قم  و کاشان  و کرج  است ». وی  همین  معنی  را در قطعهٔ دیگری  (همو، 3/25) تکرار کرده  و گفته  است  که  اقبال  هرگز به  او روی  نمی آورد، زیرا پدرش  «ابطحی  نژاد» است  و به  قم  و کرج  انتساب  ندارد. اما این  اشعار نکته آمیز سودی  به  بار نمی آورد و فقر همچنان  بر وی  غالب  بود (همو، 3/23-24). از این رو خطاب  به  وزیری  که  ندانستیم  کیست ، شعری  سرود و از تنگی  روزگار نالید و در وصف  فقر خویش  با وی  گفت  که  حتی  مردار بر وی  حلال  گشته  است  (همو، 3/24، 25). از مجموعهٔ آثار ابن  سکره ، اینک  جز آن  410 بیتی  که  ثعالبی  آورده  و چند قطعه ای  که  در منابع  دیگر گردآمده ، چیزی  در دست  نیست ، اما گویند: دیوان  وی  مشتمل  بر بیش  از 50 هزار بیت  بوده  که  بیش  از 10 هزار بیت  آن  دربارهٔ کنیزک  سیاه پوستی  به  نام  خمره  سروده  شده  بود (ثعالبی ، 3/3). حکایتی  که  دربارهٔ خمره  و اشعار هزل آمیز ابن  سکره  آورده اند، کثرت  اشعاری  را که  دربارهٔ این  کنیزک  سروده  شده ، توجیه  می کند: همسرِ شاعر که  دختر ابوتحفهٔ هاشمی  بود. از توجه  شوی  به  کنیزک  سیاه پوست  دچار حسد شد و شکایت  بر نقیب  هاشمیان  برد، و سرانجام  شاعر ناگزیر گردید که  برای  ارضای  خاطر همسر، هر روز خمره  را هجو گوید (نک: صابی ، 377- 378). با اینهمه  چنان  که  دیدیم ، ابن  سکره  نتوانست  شعر خود را سراسر در خدمت  مکتب  «سخف » نهد و به  راستی  رقیب  ابن  حجاج  گردد؛ ما به  نمونه هایی  از اشعار مدیح  و عتاب  او که  به  شیوهٔ دیگر شاعران  سدهٔ 4ق /10م  سروده  شده  و از «سخف » نیز تهی  است ، اشاره  کردیم . علاوه  بر این  ثعالبی  (3/3 بب) نمونه هایی  از تغزل  و خمریه  نیز آورده  است . یافعی  (2/428-429) هم  شعری  اندرزگونه ، همراه  با ستایش  پیامبر(ص ) از او نقل  کرده  است  (برای  نمونه های  دیگر شعر او نک: جرجانی ، 298؛ حریری ، 257؛ همدانی ، 1/184؛ ابن  شجری ، 281؛ شریشی ، 3/39)، اما بیشتر اشعار او - مانند نمونه هایی  که  دربارهٔ تنگدستیش  ذکر کردیم  - هزل آمیز است  و می تواند برای  بررسی  جامعهٔ آن  روزگار سودمند باشد.

مآخذ

ابن  اثیر، الکامل ؛ ابن  تغری  بردی ، النجوم ؛ ابن  خلکان ، وفیات ؛ ابن  شجری ، هبهٔالله ، الحماسهٔ، حیدرآباد دکن ، 1345ق ؛ ابن  کثیر، البدایهٔ؛ ابوحیان  توحیدی ، علی ، الامتاع  و المؤانسهٔ، به  کوشش  احمد امین  و احمد الزین ، قاهره ، 1939م ؛ تنوخی ، محسن ، جامع  التواریخ ، به  کوشش  د. س . مارگلیوث ، قاهره ، 1918-1921م ؛ ثعالبی ، یتیمهٔ الدهر، به  کوشش  محمد محیی الدین  عبدالحمید، بیروت ، دارالفکر؛ جرجانی ، عبدالقاهر، اسرار البلاغهٔ، به  کوشش  محمد رشیدرضا، بیروت ، 1398ق /1978م ؛ حریری ، قاسم ، مقامات ، قاهره ، المکتبهٔ التجاریهٔ الکبری ؛ خطیب  بغدادی ، احمد، تاریخ  بغداد، قاهره ، 1349ق ؛ شریشی ، احمد، شرح  مقامات  الحریری ، به  کوشش  محمد عبدالمنعم  خفاجی ، قاهره ، 1399ق /1979م ؛ صابی ، محمد، الهفوات  النادرهٔ، به  کوشش  صالح  الاشتر، دمشق ، 1387ق /1968م ؛ همدانی ، محمد، تکملهٔ تاریخ  الطبری ، به  کوشش  البرت  یوسف  کنعان ، بیروت ، 1961م ؛ یافعی ، عبدالله ، مرآهٔالجنان ، حیدرآباد دکن ، 1337-1339ق ؛ یاقوت ، ادبا. ابومحمد وکیلی تایپ  مجدد و ن  * 1 * زا ن  * 2 * زا





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه 21 دی 1395 

حمله روسها به حرم امام رضا علیه السلام

قشون روس که در دی ماه سال قبل و پس از حمایت قاطع مردم مشهد از پایداری مجلس در مقابل اولتیماتوم دو گانه، به مشهد وارد شده بودند مترصد گرفتن زهر چشمی از مردم این دیار شدند. تا عصر دهم فروردین ماه، وضعیت مشهد به صورت همیشگی است که ناگهان دو ساعت مانده به غروب، غرش توپها از منطقه جنوبی شهر، مردم را به هراس می اندازد. مردم از زن و کودک و پیر و جوان، برای حفظ جان به حرم امام هشتم شیعیان پناه می برند، اما...





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه 20 دی 1395 

وفات قاسم بن عبدالله وزیر مکتفی بالله 

در شب این روز (سنه 291 ه) قاسم بن عبدالله وزیر مکتفی بالله وفات یافت (1) . او مردی عظیم الهیبة و سفّاک و خونریز بوده ، لاجرم صغیرو کبیر از او ترسان بودند و راحت نبودند تا به مرگ او راحت شدند . بعضی از اهل بیت در مرثیه او گفتند :

شربنا عشیته مات الوزیر           سرور او نشرب فی ثالثه 

فلاقدس الله تلک العظام            ولابارک الله فی وارثه(2)

و این حقیر(شیخ عباس قمی) مناسب دیدم که در اینجا شعری از سعدی نقل کنم که خوب پندی فرموده :

منه دل بر این دولت پنج روز                       به دود دل خلق ، خود را مسوز 

چنان زی که ذکرت به تحسین کنند             چه مردی نه بر گورت نفرین کنند 

نباید به رسم بد آیین نهاد                         که گویند لعنت بر او کاین نهاد 

منابع : 1-سیر اعلام الانباء :ج15ص225 . وقایع الایام : ص296

2-همان: ج14ص20





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه 20 دی 1395 

حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)

نام شريف آن بزرگوار فاطمه و القاب ايشان " معصومه" ، " كريمه اهل بيت" ، " ستّي" ، و " فاطمه كبري" است.پدرش حضرت موسي بن جعفر (ع) و مادرش نجمه خاتون مادر حضرت رضا (ع) است.(1)

آن حضرت اوّل ذي القعده سال 173هـ . ق در مدينه منوّره به دنيا آمد. و در سنّ28 سالگي در روز دهم(2)يا دوازدهم (3)ربيع الثاني سال 201هـ . ق در شهر قم از دنيا رفت.





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه 20 دی 1395 

شهادت حضرت فاطمة المعصومه سلام الله علیها 

در این روز در سال 201 ه (1) بنابر مشهر سالروز شهادت حضرت ولیة الله خاتون خلق جهان ، عابده زاهده کامله مستوره حضرت فاطمة المعصومه سلام الله علیها دختر امام موسی بن جعفر علیه السلام است . 

آن حضرت 17 روز پس از ورود به قم ، بادلی شکسته و غصه دار از داغ پدر و فراق برادر ، به شهادت رسید . در عزای آن حضرت شهر قم را یکپارچه غم و ماتم فرا گرفت . بدن مطهر آن حضرت را غسل داده ، کفن کردند و به طرف باغ موسی بن خزرج -مکان فعلی حرم مطهر - آوردند . دوسوار نقاب دار از بیرون شهر آمدند و بر بدن آن حضرت نماز خواندند . آنگاه داخل سرداب شده و بدن مطهر را دفن کردند و رفتند و کسی آنان را نشناخت . 

موسی بن خزرج آن باغ را وقف حضرت معصومه سلام الله علیها نمود . و از بوریا و حصیر سقفی برروی قبر مطهر حضرت قرار داد . این بنا بود تا آنکه زینب دختر امام جواد علیه السلام برروی قبر شریف قبه ای بنا نهاد . سپس جماعتی از دختران ائمه در آن مکان دفن شدند . هنگامی که ام محمد دختر موسی بن محمد بن علی الرضا علیه السلام فوت کرد ، در کنار آن حضرت دفن شد و روی این دوقبر یک گنبد دیگر بنا گردید به گونه ای که دو گنبد چسبیده به هم برروی قبر حضرت فاطمه المعصومه و ام محمد قرار گرفته شده بود .

به جز دختران حضرات معصومین علیهم السلام ، دو کنیز هم دفن شده اند(2) که در هنگام مرمت کف حرم مطهر در زمان ناصرالدین شاه ، روزنه ای به سردابی پیدا می شود و پند زن صالحه ، وارد سرداب می شوند ، پیکر پاک میمونه و دو تن از کنیزان را پس از هزار سال تر و تازه مشاهده می کنند . این سرداب جنب سرداب حضرت فاطمة المعصومة سلام الله علیها قرار دارد(3) . 

مرحوم نمازی وفات حضرت معصومه سلام الله علیها را در 12 ربیع الثانی سال 201 ه نقل کرده (4)و قول منسوب به شیخ حر عاملی (ره) هشتم شعبان سال 201 ه است(5) . 

امام صادق علیه السلام فرمود : برای خداوند متعال حرمی است و آن مکه و برای رسول خدا حرمی است و آن مدینه و برای امیرالمومنین حرمی است و آن کوفه ، و قم کوفه صغیر است . بهشت دارای هشت در است که سه در آن از قم است . در آن شهر زنی از اولاد من رحلت می کند که نامش فاطمه است . و او دختر موسی بن جعفر علیه السلام است که به شفاعت او تمامی شیعیانم داخل بهشت می شوند(6) . 

منابع : 1-منتخب دریای سخن : ص34 . اجم فروزان : ص58 . فاطمة المعصومة : ص147 . زندگانی کریمه اهل بیت : ص83. العقیلة و الفواطم : ص198 ، به نقل از کتاب ((نزهة الابرار فی نسب الائمة الابرار)) . وسیلة المعصومین : ص65 . صدویک منبر : (چاپ سنگس) : ص177 . تقویم الائمه : ص74 . کتاب اخیر در سال 81 با تقریظ آیة الله نسابه سید شهاب الدین مرعشی نجفی به چاپ رسیده شد . تقویم شیعه : ص132

2-  تاریخ قم : ص213،214 . بحارالانوار : ج48ص290 . ج50ص57 . ج57ص219،220 . تقویم شیعه :ص133

3- اجساد جاویدان : ص105 . تقویم شیعه : ص133 

4-مستدرک سفینة البحار : ج8ص262 

5-حیاة الستّ :ص11 . تقویم شیعه : ص133 

6-مجالس المومنین : ج1ص83 . بحارالانوار : ج57ص228 . تقویم شیعه : ص134





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه 20 دی 1395 

روایت مرگ یکی از خونریزترین حاکمان تاریخ

هولاکو معروف به «هلاکوخان مغول» سرسلسله ایلخانیان مغول در ایران. پدرش «تولی» و پدربزرگش چنگیزخان مغول بود.

مادر و همسرش هر دو عیسوی مذهب بودند. زمانی که «منگوقاآن» برادر هلاکو به تخت امپراطوری مغول نشست، هلاکو مأمور تسخیر ایران مرکزی و غربی و فرونشاندن فتنه‌های اسماعیلیان و سرکوب خلیفه عباسی شد.

لشگریان هلاکو، اکثرا از قبیله‌های عیسوی مذهب مغول ها بودند. اسماعیلیه که حدود 50 قلعه مستحکم در منطقه طالقان و قزوین و کوه‌های الموت داشتند به جنگ با هلاکو، پرداختند که در این جنگ، چندین قلعه آنها خراب شد و هلاکوخان، ماوراء النهر را تصرف کرد و سال 653 هـ ق از رود جیحون گذشت و به فتح مراکز اسماعیلیه در خراسان پرداخت، بعد از اینکه حاکم خراسان تسلیم او شد، بقایای اسماعیلیه را مورد هجوم قرار داد و بر آنها غالب شد. بعد از گرفتن قهستان و شهر تون از راه قوچان به بسطام رسید.

رکن الدین خورشاه، آخرین رئیس اسماعیلیه سعی می‌کرد تا به هر صورتی هلاکو و مغولان را از تصرف قلاع اسماعیلیه منصرف کند ولی هلاکو رضایت نداد و خورشاه مجبور شد کوتاه آید، زیرا سپاهیان مغول از طرف مازندران و خوار و سمنان و ری و قزوین آمده بودند. رکن الدین خورشاه، به ناچار تسلیم شد و همراه خواجه نصیرالدین طوسی و دیگر اطرافیانش، از قلعه میمون ذر، پایین آمدند و خود را به هلاکوخان تسلیم کردند.

بدین ترتیب سال 654 هـ ق، قلعه الموت به تصرف مغول درآمد و حکومت اسماعیلیه بعد از 170 سال به پایان رسید و به دستور منگوقاآن برادر هلاکو، خورشاه کشته شد.

هلاکو بعد از فراغ از اسماعیلیه، با سپاهیانش عازم بغداد شد در حالی که بزرگانی مانند عطاملک جوینی، خواجه نصیرالدین طوسی و ابوبکربن سعد اتابک، همراه او و در رکابش بودند.

در آن موقع، هفتمین و آخرین خلیفه عباسی (معتصم) حکومت داشت و چون بیشتر ایام خود را به لهو و لعب می‌گذراند و وزیرش امور مملکت را اداره می‌کرد، از این رو هلاکو در سال 655 هـ ق از خلیفه خواست که تسلیم شود ولی او اینکار را نکرد، لذا جنگی شروع شد و هلاکوخان بغداد را تصرف کرد و بیشتر امرا حکومتی را از بین برد و قتل عام کرد که بنا به نقل تاریخ هشتصدهزار آدم را کشت و در صفر 656 خلیفه نیز بدست مغول کشته شد و به این ترتیب خلافت 500 ساله عباسی به پایان رسید.

سرداران هلاکوخان بعد از فتح بغداد، به طرف خوزستان رفتند و آنجا را فتح کردند و بعد سمت شام رفته و سلاطین خاندان ایوبی را که حکومت های متعددی در آنجا داشتند، شکست دادند.

هلاکو اموال و خزائن به دست آمده را به آذربایجان فرستاد. در شام خبر فوت برادرش منکوقاآن را شنید، این بود که که خودش برگشت و یکی از سردارانش بنام کیتبوقا را در شام گذاشت.

سردار او سپس به مصر رفت و پادشاه مصر را وادار کرد تا تسلیم شود. ولی او تسلیم نشد و به جنگ با مغول ها آمد.

در این جنگ فرستادگان مغول کشته شدند و سپاه مغول شکست خورد و خود کیتبوقا سردار مغولی هم کشته شد. این اولین شکست مغول ها شد.

البته فتوحات هلاکوخان، منجر به تأسیس سلسله ایلخانیان شد.

اما او بعد از تسخیر چند شهر و جنگهای زیاد و قتل عام فراوان، با بستگان نزدیک خود یعنی "برکای" پسر سوم جوجی خان که فرزند چنگیز بود، دچار اختلاف شد و منجر به جنگی بین آنها گشت. این جنگ که میان دو سپاه مغول بود، به شکست هلاکوخان منتهی شد.

این واقعه در سال 661 هـ ق اتفاق افتاد و بعد هلاکو بیمار شد و در سال 663 هـ ق، در سن 48 سالگی در کنار رود زرینه رود درگذشت. او نه سال حکومت کرد. بنا به نقل تاریخ و بنا به رسم مغول، اموال و خزائن زیاد با چند دختر زیبا در کوه شاهو در شهر خوارقان با هلاکو دفن کردند.

یکی از وزراء هلاکو، شمس الدین جوینی معروف به صاحب دیوان است که در سلطنت هلاکو، وزیر و مدبر کارهای او بود.

یکی دیگر، برادر شمس الدین، عطاملک جوینی بود که از سال 654 هـ ق به خدمت هلاکو آمد و جزو منشی های مخصوص او شد و روز به روز ترقی کرد تا اینکه یکسال بعد از فتح بغداد، حاکم عراق عرب و خوزستان شد. خواجه نصیرالدین طوسی نیز بعد از فتح قلعه الموت اسماعیلیه، به خدمت هلاکو درآمد و در زمان او به اتفاق مویدالدین عرضی، فخرالدین مراغی، محیی الدین فخرالدین اخلاطی و نجم الدین دبیران قزوینی، رصدخانه شهر مراغه را بنا کردند.

لذا این رصدخانه و زیج خانی، از آثار هلاکوخان است. او به علم کیمیا رغبت داشت و از همین رو، اموال زیادی در این راه تلف کرد.





ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 19 دی 1395 
تعداد کل صفحات : 19      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

 

تمامی حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به حضرت صاحب الشرف می باشد و انتشار مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد.
طراحی و اجرا : مرکز فرهنگی صالحون